فکر راه­اندازی این گروه آنگونه که فریبرز خسروی، معاون پژوهش، برنامه­ریزی و فناوری سازمان، می­گوید با هدف نزدیک کردن هر چه بیشتر مراکز خدماتی کتابداری به دانشگاه­ شکل گرفت، وی در این باره میگوید: «سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عنوان سازمان علمی، آموزشی، پژوهشی و خدماتی در راستای افزایش سبقة آموزشی و پژوهشی خود و با توجه به پیشینة چندین دوره آموزش کتابداری در مقطع کارشناسی، تصمیم گرفت با همکاری یکی از دانشگاه­ها، گروهی در مقطع کارشناسی ارشد راه­اندازی کند.»
 
او با اشاره به سخن دکتر فدائی که باید بین دانشگاه­ها و صنعت پیوند برقرار کرد، گفت: "  بیان کرد باید بین کتابخانه ملی و مراکزی مانند آن که حکم مراکز صنعتی جامعة کتابداری را دارند با دانشگاه­ها پیوند برقرار شود. این حرکت مثبتی است که باید تداوم بیابد."
 
پس از توافق سازمان و دانشگاه و تائید وزارت علوم، نام دانشگاه شهید بهشتی به همراه دیگر گروه­ها و البته با ظرفیت ۱۵ نفر پذیرش در نوبت روزانه در جداول دفترچه انتخاب رشته قرار ­گرفت. اینطور که معلوم است دانشجویان همگی از پذیرفته­شدگان کنکور سراسری بود­ه­اند، سهیمه­ای برای کارکنان دو مرکز نبوده است و دانشجویان مطابق با ضوابط کنکور سراسری وزارت علوم پذیرفته شده­اند.
دکتر خسروی که خود از مدرسان این گروه است، بهینه­سازی نحوة آموزش و تجدیدنظر در سرفصل­ها را از مهم­ترین اهداف راه­اندازی این گروه دانست و اعلام کرد فعالیت­های این گروه به صورت بین­المللی ادامه خواهد یافت: «قصد داریم برای بهبود کیفیت آموزش، از اساتید خارجی دعوت به تدریس کنیم. همچنین قرار است در دوره­های بعد، از کشورهایی که در منطقة جغرافیایی ایران قرار دارند از جمله تاجیکستان، افغانستان، ... و حتی کشورهای آسیای میانه که افراد فارسی­دان دارند، پذیرش دانشجو داشته باشیم. به طور حتم هر یک از اینها پس از فراغت از تحصیل، سفیر فرهنگی ایران در کشورهای خود خواهند بود.»
در راستای فعالیت این گروه در سال­های آینده، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در نظر دارد گروه آموزشی آرشیو را در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا با دانشگاه تهران راه­اندازی کند و تاکنون مذاکراتی نیز در این مورد صورت گرفته است. همچنین، پس از گذراندن چند دوره کارشناسی ارشد کتابداری درصدد راه­اندازی دورة دکترای کتابداری نیز هست.
 
برای اطلاع از وضعیت کلاس­ها و دوره، پای صحبت تنی چند از دانشجویان نشستیم:
 
ü    زمانی که انتخاب رشته می­کردید، می­دانستید دانشگاه شهید بهشتی چنین گروهی را با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی راه­اندازی کرده است؟
پاسخ­ها: - در مورد شهید بهشتی بله، ولی از همکاری با کتابخانه ملی اطلاع نداشتم.
- از یکی از اساتیدم شنیده بودم که کلاس­ها در کتابخانه ملی برگزار می­شود؛ اساتید هم از کتابخانه ملی خواهند بود.
- اسم دانشگاه شهید بهشتی را دیده بودم، ولی کتابخانه ملی را خیر.
 
ü      وقتی متوجه شدید کلاس­ها و اساتید متعلق به سازمان هستند چه واکنشی نشان دادید؟
پاسخ­ها: - من که خوشحال شدم، بالاخره امکانات اینجا از خیلی جاها بیشتر و بهتر است.
- من راضی هستم، حتی اگر بشود آن یک کلاسی هم که در شهید بهشتی برگزار می­شود، همین جا برگزار شود بهتر است. ما دیگر مشکل رفت و آمد نخواهیم داشت.
- محیط اینجا از محیط دانشگاه شهید بهشتی خیلی بهتر است و من تمایل دارم همه کلاس­ها اینجا برگزار شود.
 
ü      اینکه کلاس­هایتان در دانشگاه نیست و اینجا حال و هوای دانشگاه ندارد، ناراحت نیستید؟
پاسخ­ها: - نه اصلا، خیلی بهتر است.
- نه ما یک­ جورایی خاص هستیم، گروه خاص و دانشگاه را خاص.
- نه علاقه به محیط دانشگاه و شلوغی مربوط به دوره کارشناسی است. این خصوصیت دیگر در مقطع کارشناسی ارشد بی­مورد است.
 
ü   محیط کلاس­ها چطور است؟ امکانات کافی است (سؤالی که در هر جا و در هر موقعیتی پرسیده شود، حرف­ها و صحبت­های بسیاری می­طلبد)؟
پاسخ­ها: - کلاس­ها خوبند، ولی امکانات کافی نیست. مثلاُ ما نیاز به سایت اینترنت داریم، ولی هنوز برای ما فراهم نشده است.
- نه در اینجا و نه در دانشگاه شهید بهشتی امکان استفاده از اینترنت نداریم.
- برای استفاده از اینترنت، باید مثل دیگر مراجعان به بخش اطلاع­رسانی کتابخانه ملی برویم و فقط حق استفاده از اینترنت به مدت یک ساعت را داریم.
- ما در مقطع کارشناسی ارشد هستیم و به اینترنت زیاد نیاز داریم، ولی هنوز امکانات فراهم نیست.
- یک مشکل دیگر که با آن مواجهیم، عدم دسترسی به کتاب و کتابخانه است. از مخزن اینجا در محل می­توان استفاده کرد و امکان بیرون آوردن کتاب را نداریم.
- کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی با ما خیلی همکاری می­کنند، ولی چون پیش از این گروه کتابداری نداشته­اند، کتاب­های تخصصی ­ما را هم ندارند.
نکته دیگری که دانشجویان متفق­القول نسبت به آن معترض بودند، عدم ثبات گروه آموزشی آنها در دانشگاه شهید بهشتی بود. اینطور که می­گفتند قرار است این گروه در دانشکدة علوم تربیتی قرار گیرد، ولی هنوز مشخص نشده است.
 
ü      زمان انتخاب دانشگاه مردد نبودید که شهید بهشتی را انتخاب کنید یا خیر؟
پاسخ­ها: - چرا، چون هیچ شناختی از این گروه نداشتم خیلی مردد بودم.
- چرا، چون پیشینه­ای نداشت خیلی دودل بودم.
- خیلی­ها به من می­گفتند این گروه اولین دوره است که دانشجو می­گیرد آنهم ۱۵ نفر، به طور حتم از پس آن بر نمی­آید ...
- چرا، چون برای اولین بار بود، خیلی مردد بودم ولی بالاخره تصمیم گرفتم.
 
ü      از انتخابتان پیشمان نیستید؟
پاسخ­ها: - نه اصلا، خیلی هم خوشحالم. انتخاب سوم من بعد از دانشگاه تهران و تربیت مدرس بوده است.
- خیر، من انتخاب دومم بوده است.
 -نه چرا پیشمان باشم، اگر مشکلات حل شوند و امکانات فراهم شود خیلی هم خوب است.
- نه پیشمان نیستم. مگر دانشگاه­های دیگر چقدر با اینجا متفاوتند؟
 
جمع­بندی صحبت­های دانشجویان، با وجود مشکلاتی که وجود دارد نشان از رضایت آنها از گروه و کلاس­هایشان داشت؛ به­ خصوص نسبت به اساتید، بسیار ابراز رضایت کردند. حتی از آنها پرسیده شد اگر اینجا دورة دکترا بگذارند شرکت خواهید کرد، همگی با رضایت کامل پاسخ مثبت دادند.
برای پیگیری مشکلات موجود در گروه، صحبت کوتاهی با همکاران بخش آموزش انجام شد. در مورد کتابخانه سؤال شد، گفتند قرار است کتابخانة تخصصی مرکز آموزش که زمانی کتابخانة مرکز آموزش دانشجویان مقطع کارشناسی کتابخانه ملی بوده­ است به محل فعلی منتقل شود. کتاب­هایی هم که در مجموعه کم است فهرست شده، قرار است خریداری شوند. در مورد سایت کامیپوتر و امکانات استفاده از اینترنت، مکاتباتی صورت گرفته و امید است به زودی امکانات برای دانشجویان فراهم شود. این گروه آموزشی نیز قرار است در دانشکدة علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی مستقر شود.